على ربانى گلپايگانى
96
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
اعلان كرده بودند . اما تهديدها و تطميعهاى عبيد اللّه بن زياد كه از طرف يزيد حكمران كوفه شده بود تصميم بيشتر آنان را دگرگون ساخت و در نتيجه واقعهى خونين كربلا شكل گرفت و امام حسين عليه السّلام و ياران فداكارش مظلومانه و غريبانه به شهادت رسيدند ، و زنان و فرزندانشان اسير يزيديان گرديدند . واقعهى خونين كربلا اگرچه به ظاهر با پيروزى يزيد و دستگاه حكومت بنى اميه ، و شكست امام حسين عليه السّلام و يارانش به پايان رسيد ، اما در واقع نقطهى عطف بزرگى در تاريخ اسلام و حيات تشيّع بود ، و تحولى بس عظيم را درجهان اسلام در پى داشت ، اذهان خفتهى مسلمانان را بيدار كرد ، و ددمنشى و دينستيزى بنى اميه و بزرگمنشى و حقطلبى امام حسين عليه السّلام و يارانش را براى مردم آشكار نمود . اين نهضت بزرگ توانست نقشهها و تلاشهاى بيست ساله معاويه و عمّال او در محو نام خاندان على عليه السّلام و ناحق جلوه دادن تشيّع را خنثى سازد . چنانكه مورخان - اعم از شيعه و اهل سنّت نوشتهاند واقعهى خونين كربلا تأثير شگرفى در ايجاد نفرت و انزجار در قلوب مسلمانان نسبت به يزيد و حكومت اموى برجاى گذاشت ، و از سوى ديگر دلها را متوجه اهل بيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نمود ، و محبوبيت آنان را دو چندان ساخت . مورّخان نوشتهاند : پس از واقعهى كربلا عبيد اللّه بن زياد كه آثار افشاگرى و رسوايى دستگاه حكومت اموى را مشاهده كرد ، و از عواقب آن بيمناك بود از عمر بن سعد خواست تا نامهاى را كه در آن مأموريت كشتن امام حسين عليه السّلام را به وى داده بود ، پس دهد . اما عمر سعد از آن امتناع ورزيد ، و در برابر اصرار ابن زياد گفت : آن نامه را فرستادهام تا براى مردم مدينه بخوانند و مرا در انجام اين جنايت معذور